|
|
|
|
|
Preface My name is Ali and I come to Australia with my family in 2008. I fill well because now I have 21 years old and I can start new life again. A life with education, purpose, and any other thing that’s may help me to find best point in Australians society. The country of no disdain and discrimination. Past Life
I can’t remember anything of Iraq however I was five year old. About Iran I still remember a lot of butifull and lovely moments.Funny friends and a lot of reminiscent. In Iran everything moved fast. Time, People, Pleasure, Walking, Even crying. There are moments I still can remember, some time I never want those moments happen again. I’m never going to build my new life like the past again. I must catch the time, because now I have purpose. Current Life This year most important for me because my life start going new way. Actually the new life start when we born, my new life start when I come to Australia. I’m in Australia now, anyone have to believe, new culture, style, language and different relationship. There is a question, escape or fighting? What I have to do, escape, from what? Fight with whom? Yes I’m in the new way now; I have to escape from the past for going forward and fight with fear to get more power for promotion. I well find good friends Austrian or like me. I must learn more English. My Family
I have family like all Australian, Iranian, and Iraqis people. My family In Australia are the best friends for me. Tow sister and to brother, most tender minded mother and ingenious father. My family are seven most companionship people for me. So I fill very happy. Hassan is the next brothers, we understand each other very good, and Sajjad my other brother wants to be independent. He just wants to study. My two sisters are helpful when I fill so tired they give me a cup of tea. That makes me fill well. A trip Directly after three day going to E.L.C, the centre decides to go to a trip. We were going to play tenpin ball. I never play bowling before. The trip start at 9.30 and Bob E.L.C bus driver takes us to the club; that was far from the centre and near to our house. For first time my playing wasn’t good but that was fun I just know my new friends in Australia. We are play for an hour and after that we walk up to bus station. That day we are going to catch public bus to return to school. Anyway that was fun. My future I see my future well because I have animus now; I want amends my father endeavour. I am going to let my father fill happy and my mother smiling. For that I will study.
|
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه 6 مرداد1387ساعت 7:45 بعد از ظهر توسط علی حیدری
|
|
||
|
|
|
|
کاراکتر چینی سنتی به مفهوم عشق (愛) که از یک قلب (در وسط) تشکیل شده که حاوی «کشس»، «احساس» یا «تفاهم» است و یک احساس با ارزش را تداعی میکند. تعریف عشق اگر چه تعریف دقیق کلمه «عشق» کار بسیار سختی است و مستلزم بحثهای طولانی و دقیق است، اما جنبههای گوناگون آن را میتوان از طریق بررسی چیزهایی که «عشق» یا عاشقانه «نیستند» تشریح کرد. عشق به عنوان یک احساس مثبت (وشکل بسیار قوی «دوست داشتن») معمولا درنقطه مقابل تنفر (یا بی احساسی محض) قرار میگیرد و در صورتی که درآن عامل میل جنسی کمرنگ باشد و یک شکل خالص و محض رابطه رمانتیک را متضمن باشد، با کلمه شهوت قابل قیاس است؛ عشق در صورتی که یک رابطه بین فرد ودیگر افراد را توصیف کند که درآن زمزمههای رمانتیک زیادی وجود دارد در مقابل دوستی و رفاقت قرار میگیرد ؛ با وجودآنکه در برخی از تعاریف «عشق» بروجود رابطه دوستانه بین دو نفر در بافتهای خاص تاکید دارد. «عشق» در معنای عام خود بیشتر به وجود رابطه دوستانه بین دونفر دلالت دارد. عشق معمولا نوعی توجه واهمیت دادن به یک شخص یا شیء است که حتی گاهی این عشق محدود به خود نمی شود (مفهوم خودشیفتگی ). با این وجود در مورد مفهوم عشق نظرات متفاوتی وجود دارد. عدهای وجود عشق را نفی میکنند. عدهای هم آنرا یک مفهوم انتزاعی جدید میدانند و تاریخ «ورود» این واژه به زبان انسانها و در واقع اختراع آن را طی قرون وسطی یا اندکی پس از آن میدانند که این نظر با گنجینه باستانی موجود در زمینه عشق و شاعری در تضاد است. (شعر عاشقانه باستان). عده دیگری هم میگویند که عشق وجود دارد و یک مفهوم انتزاعی هم نیست، اما نمیتوان آن را تعریف کرد و درواقع کمیتی معنوی و متافیزیک است. برخی از روانشناسان اعتقاد دارند که عشق عمل به عاریه سپردن «مرزهای خودی» یا «حب نفس » به دیگران است. عدهای هم سعی دارند عشق را از طریق جلوههای آن در زندگی امروزی تعریف نمایند. تفاوتهای فرهنگی میان کشورها و اقوام مختلف امکان دستیابی به یک معنای عمومی و فراگیر درمورد کلمه عشق را تقریبا ناممکن ساختهاست. در توصیف کلمه عشق ممکن است عشق به یک نفس یا عقیده ، عشق به یک قانون یا موسسه، عشق به جسم (بدن)، عشق به طبیعت، عشق به غذا، عشق به پول، عشق به آموختن، عشق به قدرت، عشق به شهوت، و یا عشق به انواع مفاهیم دیگر مد نظر باشد و افراد مختلف برای افراد و چیزهای مختلف درجه دوست داشتن متفاوتی را بروز میدهند. عشق مفهومی انتزاعی است که تجربه کردن آن بسیار ساده تر از توصیفش است. به علت پیچیدگی مفهوم عشق و انتزاعی بودن آن معمولا بحث درمورد آن به کلیشههای ذهنی خلاصه میشود ودرمورد این کلمه ضرب المثل های زیادی وجود دارد، از گفته ویرجیل یعنی «عشق همه جا را تسخیر میکند» گرفته تا آواز گروه بیتلز یعنی «همه چیزی که به آن احتیاج داری عشق است». برتراند راسل عشق را یک «ارزش مطلق» میداند که دربرابر ارزش نسبی قرار دارد. هرکی تعریف جداگانه از عشق داره بگه لطفا. |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه 2 مرداد1387ساعت 6:15 بعد از ظهر توسط علی حیدری
|
|
||
|
|
|
|
![]()
امروزخورشید به برج اسد می رود.این قسمت از چارت شما به خانه و خانواده مربوط می شود. اگر می خواهید ذهن خانواده تان نسبت به شما خوب باشد باید سعی کنید به آنها اهمیت زیادی بدهید. مطمئنم که این دقیقاً همان کاری است که شما می خواهید انجام دهید. |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه 1 مرداد1387ساعت 6:55 بعد از ظهر توسط علی حیدری
|
|
||
|
|
|
|
|
در این مقاله ایده هایی مختلف مجذوب کردن حس بویایی مردها را به شما معرفی می کنم. برای این منظور به خاطرات دوران کودکی، رایحه غذاهای مورد علاقه و عطرهایی که برای خود یا شما می پسندد اشاره می کنم. برای همه ما بوهای خاصی است که احساس امنیت و شادی را در ما زنده میکند: این رایحه میتواند بوی چمن باران خورده، نان تازه، یک صابون خاص، یا بوی لباسهای خیس باشد. خیلی از مردها به بعضی بوهای خاص حساس هستند و درواقع، شاید راهی که می توانید به مرد مورد علاقه تان نزدیک شوید، از راه دلش نباشد و از راه بینی او باشد. از بوی چه غذاهایی خوشش می آید و خوشش نمی آید؟ ممکن است یک شب با او غذا پخته باشید یا در رستوران بوی پنیر پارمسان یا گیاهانی با بوی تند را استنشاق کرده باشید. باید به واکنش او توجه کنید. آیا او مجذوب بوی غذاهای خاصی می شود یا از آنها بدش می آید؟ از او بخواهید واکنشش را برای شما توصیف کند. این رایحه می تواند رابطه ای با دوران کودکی او، معشوق قدیمی، یا یک موقعیت شاد یا بد قدیمی داشته باشد. مثلاً اگر متوجه شدید که طرف مورد علاقه تان به بوی وانیل تمایل دارد، می توانید دنبال عطری برای خودتان بگردید که با رایحه وانیل باشد. یا دسرهای خوشمزه وانیلی برای او درست کنید. چه بوهایی دور و برش وجود دارد؟ حتی اگر مثل کارآگاه ها همه آپارتمانش را برای پیدا کردن بو و عطرهای مورد علاقه اش زیر و رو نکنید، هنوز هم می توانید با دقت به جزئیات زندگی روزمره اش، بوهای مورد علاقه او را پیدا کنید. ببینید برای شستن لباسهایش از چه پودری استفاده می کند؟ لوازم خانه اش چه نوعی است؟ آیا آنها را به خاطر بویشان انتخاب کرده است یا اصلاً بوی آنها برایش مهم نیست؟ لوازم خانه اش نشان می دهد که چقدر حس بویایی دقیقی دارد و مسئله بو و رایحه چقدر برایش اهمیت دارد. حمام خانه بهترین نقطه برای پیدا کردن بوهای مورد علاقه اوست. صابون و شامپویش را بو کنید. کرم مرطوب کننده اش را هم همینطور. آیا بوی خاصی را پیدا می کنید که در همه آنها مشترک باشد؟ افترشیو یا ادکلنش هم می تواند روشن ترین نشانه بوهایی باشد که دوست دارد. از این گذشته، اگر او از این بو برای روی صورت و بدنش استفاده می کند، پس مطمئناً اهمیت ویژه ای برایش دارد. رایحه زنانه یادتان باشد، طرفتان همانقدر که از بوی عطر خودش لذت می برد، مطمئناً بوی عطر شما هم اهمیت زیادی برایش دارد. خیلی از مردها درمورد بوی شما خیلی رک هستند و نظرشان را راحت به شما می گویند. دقت کنید و به نظری که درمورد عطرتان می دهد خوب توجه کنید. اگر وقتی بغلتان کرده است با حس خوبی می گوید، "وای، تو فوق العاده ای"، مطمئن باشید که بهترین عطر را برای خودتان انتخاب کرده اید. با دقت به اولویت ها و علایق بویایی طرفتان مطمئن باشید که نتیجه خوبی عایدتان می شود. اگر بعضی بوهای خاص که در خانه اش یا جایی در زندگیش پیدا کرده اید را برایش زنده کنید مطمئن باشید از اینکه شما را در زندگی خود دارد بی نهایت احساس خوشبختی می کند. البته قدرت بویایی را نباید در محوطه خانه او منحصر کنید. باید بوهایی را که بیشتری تاثیر را روی او دارند پیدا کنید و این بوها را روی پوستتان، در آشپزخانه و در اتاق خوابتان در معرض توجه اش قرار دهید و مطمئن باشید که او را بیش از پیش مجذوب خودتان خواهید کرد. |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه 30 تیر1387ساعت 6:1 بعد از ظهر توسط علی حیدری
|
|
||
|
|
|
|
|
همیشه یک زندگی جدید حتما نباید با تولد شروع بشه
گاهی وقتها سفر شروع یک زندگی جدید است. سلام به همه گی من برگشتم فکر کنم یه سال و یکمی میشه که وبلاگ تعطیل بود از روز تولدم اردیبهشت هشتادو شیش تا الان تیر هشتادو هفت. امیدوارم که حال تک تک اونایی که نگرانم بودن خوب باشه زیاد نبودن میدونم منتظر مطالب بعدی من باشد . |
||
|
+
نوشته شده در شنبه 29 تیر1387ساعت 5:25 قبل از ظهر توسط علی حیدری
|
|
||
|
|
|
|
|
یه روزی بر میگردم ! دوباره می نویسم |
||
|
+
نوشته شده در جمعه 14 اردیبهشت1386ساعت 6:37 بعد از ظهر توسط علی حیدری
|
|
||
|
|
|
|
|
امروز چه احساسي داريد؟هيجان زده، خوشحال، سرزندهبشاش، تنها، بي تفاوت، جذاب، بي فکر، آزرده، بي تاب،ناراحت، غمگين، مضطرب، کـنجکـاو، فـضـول و يـا مــصمم؟هـمانطور که مي دانيد ما مي توانيم تنها در عرض يک روزبه چنين احساساتي دست پيدا کنيم!!!! فکر کردن به اين موضوع نيز ترس آور است، اما اين امر هر روزه و همه روزه در زندگي خانوادگي، و شغلي اتفاق مي افتد و چنين احساساتي زماني که شما داراي فرزند نيز بشويد، تشديد خواهند شد. ما بايد ياد بگيريم که چگونه مي توانيم در مقابل احساسات يکديگر از خود عکس العمل مناسب نشان دهيم؛ البته بايد توجه داشته باشيد که انجام اين کار چندان ساده نخواهد بود. به مجرد اينکه چشمان خود را باز مي کنيم و از خواب بلند مي شويم در خود احساس تازه اي حس مي کنيم. به خصوص اگر شما دل خوشي از صبح زود بلند شدن هم نداشته باشيد. کمي بد اخلاق و ترشرو مي شويد. حال تصور کنيد که همسر شما از خواب بلند شده و جزء افراد سحر خيز هم هست. او احساس سرور و شادماني دارد. حال با خود تصور کنيد: ترشرويي در مقابل سرور و شادي! ما در مقابل چنين احساساتي بايد از خود چه برخوردي نشان دهيم- عکس العمل تند يا صرفا پذيرش؟ چه باور کنيد و يا نه، برقراري تعادل در زندگي با احتساب به درک احساسات متغيري که در هر لحظه ممکن است در شخصيت فرد مقابل بروز کنند، امکان پذير خواهد بود. ما اين مقوله را به نام پذيرش احساسي مي شناسيم. يک نکته اساسي در اين مورد اين است که نمي توان نام خوب و يا بد بر روي احساسات گذاشت البته تا زمانيکه احساسي بر خلاف اخلاقيات و از روي خشونت ظاهر نشود (به عنوان مثال کسي را مورد ضرب و شتم قرار دهيد) و هيچ کس مسئول به وجود آوردن احساسات شخص ديگر نيست و اين خود افراد هستند که آنها را به وجود مي آورند. بنابراين دفعه آينده که انگشت خود را به سمت همسر خود نشانه رفتيد و به او گفتيد که: " تو باعث شدي که من چنين احساسي پيدا کنم" به خاطر بياوريد که خودتان مسبب آن احساس بخصوص در وجود خود هستيد. به اين دليل که شما انسان منحصر به فردي هستيد و خداوند شما را اينچنين خلق کرده است. بيشتر مواقع ما نمي توانيم دقيقا همان احساسي که همسرمان در يک زمان مشخص احساس مي کند را درک کنيم. احساسات هر فرد به طور قابل توجهي با ديگري متفاوت است. من خودم به شخصه زماني که احساس خوشحالي مي کنم بر روي لبهايم لبخند مي نشيند و ترجيح مي دهم قدم بزنم. اما شايد احساس خوشحالي در فرد ديگري به صورت بالا و پايين پريدن ظاهر شود و او از شدت خوشحالي در پوست خود نگنجد. در هر دو مورد احساس خوشحالي وجود دارد اما راههاي بروز آنها کاملا متفاوت است. معمولا علت بيشتر مشکلاتي که در زندگي هاي زناشويي بروز مي کند، تنها به اين دليل است که طريقه بروز احساسات و سطوح آن در يک فرد با طرف مقابل متفاوت است، و نه زن و نه شوهر هيچ کدام تلاشي براي درک کردن طرف مقابل از خود نشان نمي دهند. آنها يکديگر را ناديده مي گيرند و تصور مي کنند که مشکلات به مرور زمان حل خواهند شد؛ اما نه متاسفانه چنين نيست. زماني که همسر من به دليلي ناراحت است و من به هيچ وجه حتي نمي توانم سطوح اوليه ناراحتي او را درک کنم، او خيلي بيشتر عصباني و ناراحت مي شود چراکه متوجه مي شود من قادر به درک احساسات او نيستم. در مثالي مشابه شايد او قادر به هضم عواطف من نباشد: زماني که من هنگام پيروزي تيم مورد علاقه ام خوشحال مي شود و با جيغ و فرياد احساسات خود را تخليه مي کنم او تصور مي کند که من ديوانه شده ام که اين همه قليان احساسات از خودم نشان مي دهم. او هم به نوبه خود خوشحال خواهد شد اما نه به آن اندازه که من شاد مي شوم. هر يک از طرفين بايد ياد بگيرند که چگونه مي توانند احساسات طرف مقابل خود که روز به روز و هفته به هفته تغيير مي کنند، را درک کنند. احساسات مشابه عکس العمل هاي متفاوتي را در افراد مختلف بر مي انگيزد. پايه و اساس يک ازدواج موفق بر روي درک متقابل از احساسات يکديگر و نه بي توجهي نسبت به آنها، بنا مي شود. اگر چنين درکي وجود نداشته باشد، به مشکل برمي خوريم. گاهي پيش مي آيد که حتي خودتان نيز تحليل درستي از احساسات شخصيتان نداريد، در همين حال از همسر خود انتظار داريد که شما را درک کند. اگر کمي دقيق تر با اين مسئله برخورد کنيد، متوجه خواهيد شد که اين انتظار شما از نظر منطقي امر درستي به شمار نمي رود. راه غلبه بر مشکلاتي که از اين طريق در زندگي مشترک افراد بروز مي کند، اين است که احساسات يکديگر را بپذيريد و تلاش کنيد تا احساسات خود را براي طرف مقابل شرح داده و به حرف هاي او نيز گوش دهيد. به عنوان مثال: يک خانم در مورد مسئله اي متعجب مي شود و آقا يک نگاهي که معمولا مردها تحويل زن ها مي دهند، را به او پس مي دهد. اين مطلب در ذهن خانم نفش مي بندد و دفعه آينده که آقا چنين احساس مشابهي را در مورد چيز ديگري پيدا کرد، خانم هم همان عکس العمل را به او تحويل مي دهد. اما اگر خانم احساس خود را براي او بيشتر توضيح دهد و يک مثال کاملا ملموس بياورد "مثل احساس خوشايندي که در زمان پذيرفتن سر پرستي يک کودک بي سرپرست به انسان دست مي دهد" که تا حد زيادي شادي آور است، آقا هم اين فرصت را پيدا مي کند که او را بهتر درک کند و از مشکلات بعدي نيز تا حد بسيار زيادي جلوگيري به عمل مي آيد. اين امر راهکار مناسبي براي برقراري ارتباط و اگاهي از احساسات باطني و عميق طرف مقابل است. به خاطر داشته باشيد که بر روي هيچ احساسي نمي توان نام خوب و يا بد گذاشت بجز زماني که بر اساس آن احساس بخصوص از شما عملي سر بزند و از خود واکنش نشان دهيد. شايد نتوانيم احساسات خود را کنترل کنيم اما حداقل مي توانيم رفتار و اعمالي که در حول محور احساسات بروز مي کنند را کنترل و سپس مهار کنيم. |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه 10 اردیبهشت1386ساعت 1:53 قبل از ظهر توسط علی حیدری
|
|
||
|
|
|
|
|
36- هرگاه چيـزي را دور بياندازيد به محض آنكه ديگر به آن دسترسي نداشته باشيد به آن نياز پيدا خواهيد كرد! 37- كار تيمي همواره ضروري مي باشد چون به شما اجازه مي دهـد تـا در صورت بروز مشكل فرد ديگري را نكوهش كنيد! 38- احتـمـال آنـكه طـرف ناني كه به آن كره ماليده شده است بروي فرش بيافتد نسبت مستقيم دارد به قيمت فرش! 39- شما هيچگاه نمي توانيد با نگاه كردن به خطـوط راه آهـن، بـگويـيد كه قطار از كدام سمت خواهد آمد! 40- 0 = ثابت = عقل*زيبايي*در دسترش بودن |
||
|
+
نوشته شده در شنبه 8 اردیبهشت1386ساعت 0:31 قبل از ظهر توسط علی حیدری
|
|
||
|
|
|
|
|
یه مقدمه به سبک رئال برای یه موضوع مهم چه موضوعی ؟ صبر کن حلاااا مدتی هست که میبینیش. دیونش شدی هر چی میگی از اونه هر فکری میکنی به اونه نمیتونی در موردش صحبت نکنی عاشق شدی هااااا خو منتظر چی هستی ... بگو دیگه یلاااااا بلد نیستی بگی دوست دارم میترسی درد و بلات بخوره تو سرم! عیب نداره من بهت میگم
حفظ آرامش و خونسردی بیان کردن اولین "دوستت دارم" از اهمیت ویژه ای برخوردار می باشد. شاید ماهها طول بکشد تا شما شجاعت لازم را بدست آورید؛ اگر به اندازه کافی صبر نکنید و یک مرتبه، بدون وجود هیچ گونه پیش زمینه ای، این کلمات را به زبان بیاورید، ممکن است در موقع نامناسب این کار را انجام داده و به طور کلی رابطه را خراب کنید. پیش نیازها · از خودتان سؤال کنید که آیا واقعاً عاشق او هستید؟ زمانیکه این عبارت را به زبان می آورید در حالیکه قلباً او را دوست نمی دارید، مانند این است که یک ملافه لکه دار را پیش روی او قرار داده اید و دعا می کنید که او لکه ها را نبیند. چنین چیزی امکان پذیر نیست؛ هیچ چیزی قابل درک تر از یک "دوستت دارم" تقلبی و دروغین نیست. به ویژه زمانیکه هنگام خداحافظی برای بدست آوردن کمی سکس آنرا بگویید. شاید در آن لحظه به هدف خود برسید اما مطمئن باشید که او بعداً به خاطر این مسئله از شما تنفر پیدا خواهد کرد. · پیشاپیش برنامه ریزی کنید. اما نه بیش از اندازه! خوب است که بدانید باید چه حرفی را چه موقعی بزنید، اما نباید این کار را تبدیل به رژه نظامیان کنید. به احساسات ناگهانی خود نیز اجازه عرض اندام بدهید. شاید انجام این امر برای برخی افراد سبب ایجاد استرس بیش از اندازه ای شود، آنها می توانند در این مواقع یک نامه عاشقانه بنویسند و آنرا در قلب خود بایگانی نمایند. به هر حال باید بدانید که هر طور شده باید با چنین مسائلی برخورد کرده و با واقعیت روبرو شوید. · در مقابل واکنش آنها با ذهن باز عکس العمل نشان دهید. خیلی راحت میشود در این دام گیر افتاد. باید پیش از مطرح کردن هر گونه مطلبی عکس العمل طرف مقابل را پیش بینی کنید. هیچ گاه تصور نکنید که پاسخ شما را با خوشرویی تمام می دهند و بعد هم در آغوش شما غش خواهند کرد. ممکن است این صحبت شما آنها را شوکه کند و یا حتی بدتر اینکه آنها چنین احساس مشابهی نسبت به شما نداشته باشند. به هر حال همیشه انتظار دیدن بهترین سناریو را نداشته باشید و اگر فکر می کنید که نمی توانید با عواقب آن روبرو شوید آنقدر صبر کنید تا از نتیجه کاملاً مطمئن شوید. لحظه فراموش نشدنی جسور باشید. هیچ راهی وجود ندارد که یک مرتبه این لحظه را مطابق میل شما تغییر دهد؛ اما می توانید نتیجه کار خود را با خوب صحبت کردن و در عین حال حفظ و برقراری ارتباط چشمی، مطبوع گردانید. نباید این کار را خیلی سریع انجام دهید، به خاطر اینکه ممکن است آنها به درستی متوجه منظور شما نشوند و به همین دلیل شما مجبور می شوید که مجدداً برای چندین مرتبه دیگر آنرا تکرار نمایید تا آنها به طور دقیق متوجه منظور شما بشوند. باید سعی کنید که این کار را در زمان مناسب و در موقعیت مناسب انجام دهید. همین حالا به آن فکر کنید؛ معطل نکنید! تصور کنید که تک تیر انداز عشق هستید و فرد مورد نظر درست در تیررس شما قرار گرفته. نشانه شما کاملاً ثابت و حقیقی است. حالا زمان آن می رسد که بهترین شلیک عمر خود را انجام دهید. به هر حال باید از خودتان انتظار بدست آوردن چنین موفقیتی را داشته باشید. تسویه صبور و شکیبا باشید. حتی اگر در موقعیتی قرار گرفتید که به پاسخ دلخواه خود از جانب او دست پیدا نکردید، باز هم جای نگرانی و ناامیدی نیست؛ باید راهکارهای خود را در جهت بهبود رابطه تغییر دهید. این کار در نظر آنها تعجب آور است؛ هیچ اشکالی ندارد، فقط کافی است به او کمی فرصت بدهید تا شرایط جدید را هضم کرده و خودش را با این شرایط هر چه بهتر و بیشتر وفق دهد. در نهایت باید بدانید که مطرح کردن عشق، چیزی جز ارزش و احترام را با خود به دنبال ندارد. این عبارت از قلب شما نشئت می گیرد و بالطبع در قلب طرف مقابل نیز می نشیند. نباید از "دوستت دارم" به عنوان کلمه رمزی برای عبور از برخی از درهای بسته استفاده کنید و فقط آنرا در صورتی به زبان بیاورید که احساساتتان پاک و خالص باشد. برو دعااا کن اگه مردمان نبود تو نمی دونستی چجوری بگی دوست دارم. |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه 3 اردیبهشت1386ساعت 3:17 قبل از ظهر توسط علی حیدری
|
|
||
|
|
|
|
|
31- اگر امري احتمال دارد اتفاق بيافتد و خيلي هم خوشايند باشد،هرگز اتفاق نخواهد افتاد!32- اگر حق با شما باشد هيچكس حرف شما را باور نخواهد كرد!33- قوانين مانند تار عنكبوت مي باشند تنها افراد ضعيف و فقيران به دام آن ميافتند در صورتي كه ثروتمندان و صاحبان قدرت آن را پاره كرده و ميگريزند!!34- دو عنصر در طبيعت فراوان ميباشند: يكي هيدروژن و ديگري حماقت!!35- جاده رسيدن به موفقيت همواره در دست ساختمان است! |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه 30 فروردین1386ساعت 3:41 قبل از ظهر توسط علی حیدری
|
|
||